نشستن یاسمین
امروز دختر گل من و بابایی برای اولین بار بدون کمک من و وسایل دیگه نشست خیلی وقت بود منتظر دیدن چنین لحظه قشنگی بودم. قربونت برم با اینکه سرماخورده بود و حال نداشت ولی خنده از لباش نمی رفت. قربون خلفت خدا... ...



